مهدى مهريزى وهادى ربانى
90
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )
گفتهاند كه تا يك سال ، قاتق نان او فقط گرمى نانش بوده است كه آن را در همان وقت كه از نانوا مىگرفته مىخورده است . يك شب بعد از چند ماه مقدار بسيار كمى برنج به دست آورد . آن را در كمال دقّت شست و بار كرد و هنگامى كه مىخواست برنج را صاف كند ظرف به علّت گرمى از دستش رها شد و آبهاى جوش آن روى دستش ريخت و آن را به سختى مجروح ساخت . گويى روزگار مىخواست درس استقامت و رياضت به او بياموزد ، امّا اين درس را او سالها پيش آموخته بود . « 1 » حبيب اللَّه نوبخت در يكى از شمارههاى مجلّهء وحيد ، وضع او را به گونهاى ترسيم كرده است كه گويا او گاهى از تهيهء يك كفش مندرس نيز عاجز مىمانده است و مطالب شگفتآور ديگر . اگر اغراقى در آنها نباشد بايد پذيرفت كه محمّد كاظمِ طلبه ، به راستى با ديو فقر به نبردى تن به تن برخاسته بوده است تا با دفع آن مانع ، به مقصود نهايى خود در تحصيل علوم برسد . « 2 » اين عنصر صبور و فرزانه با اين مقدّمات بود كه دانشاندوزى كرده و به عنوان يكى از نوابغ تاريخ فقاهت و علم اصول درخشيد و با بهرهگيرى از پايگاه مرجعيّت و حوزهاى خود ، در ايران رژيمى دو هزار و چند صد ساله را دگرگون نمود . در مجلس درس آخوند متجاوز از يك هزار نفر شركت مىكردهاند كه در ميان آنان دهها فقيه و مجتهد والامقام وجود داشته است . مؤلّف معارف الرجال مىنويسد : فضلاى زيادى از ايران ، هند ، عراق و ديگر نقاط جهان اسلام به قصد درك مجلس درس آخوند عازم نجف گرديدند و از محضر او شمار زيادى از محققان و دانشمندان فارغ التحصيل شدند كه خارج از شمارشاند . و بسيارى از شاگردان او به رياست علمى رسيدند . او دستهاى را اجازه داد كه
--> ( 1 ) . مرگى در نور ، ص 55 و 56 . ( 2 ) . ر . ك : وحيد ، سال 14 ، ش 3 ، ص 135 .